هر روزی که میگذره مدلل تر به این نتیجه میرسم که خیلی عقبم
با جایی که بهش فکر میکنم خیلی فاصله دارم
نمی دونم
شاید چون دارم رشد میکنم به ضعفم پی میبرم
شاید چون بزرگ فکر میکنم چیزای بزرگی هم دارم میطلبم
شاید هم دارم نجس میشم
یه طمعکار
که سیر نمیشه
نمی دونم
ولی امیدوارم راهی که دارم میرم راه درستی باشه چون دیگه نمی تونم برگردم
همین اول کار خسته شدم
از دیدی که مردم بهم دارد
حس ترحم
دوست ندارم اطرافیانم با ترحم بهم نگاه کنن
حرف بزنن
ضعف و فقر ترحم رو جمیکشونه
من فقیر نیستم
من ضعیف نیستم
گرچه اراده ضعیفی دارم
ولی
من خدارو دارم
برچسب:
نویسنده: غزل احمدی